طراحی سایت
دوشنبه 27 آذر 1396.
امروز:

مقاله ها

شهادت خداوند بر توحید؛ تبیین و تحلیل برهان شهادت

 


شهادت خداوند بر توحید

 نوع نگاه و نگرش انسان به هستی در نحوه عملکرد او موثر است ،  انسان آنگونه عمل می کند که می اندیشد ، برای اصلاح عمکرد انسان ها باید نگرش آنها را عوض کرد ، قرآن کریم بعنوان کتاب تربیتی انسان ها ، سعی می کند نگاه و نگرش انسان ها مطابق حقیقت هستی و قانون حاکم بر آن باشد و آن نگاه توحیدی است .

در نشست های گفتمان اعتقادی در این مهم بحث و گفتگو کردیم و در این نشست ( نهمین جلسه) یکی از براهین توحید خداوند را از منظر قرآن کریم ( با الهام و قرائت حکیم فرزانه و مفسر عظیم الشان استاد بزرگوار ،آیت الله جوادی آملی )بررسی می نماییم . عنوان بحث ما در این جلسه " شهادت خداوند بر توحید " است و هدف کلی بحث " بررسی و تبیین و تحلیل برهان شهادت بر توحید در قرآن " است .

اهداف یادگیری نشست : انتظار می رود در پایان جلسه  حضار محترم و شرکت کنندگان در نشست بتوانند : 1- اقسام شهادت خداوند بر توحید را تبیین و تحلیل نمایند 2- برهان شهادت خداوند بر توحید در قرآن را تبیین و تحلیل نمایند .

شهادت خدا بر توحيد سه گونه است: 1. آن گونه كه در أدلّه آفاقي يا انفسي مطرح است. 2. شهادت قولي به نحوي كه در كريمه (شهد الله أنّه لا إله إلاّ هو)[1]آمده است. 3. شهادت وجودي يا عيني، به بياني كه در آيه شريفهأولم يكف بربّك أنّه علي كلّ شي ءٍ شهيدٍ[2]در بحث های آینده تبیین خواهد شد .

. مقصود از برهان شهادت، که در این نشست موضوع بحث ما است ،  قسم دوم، يعني شهادت قولي خدا بر توحيد است؛ زيرا مسائل مطرح شده در قرآن يا عقلي محض است كه ادلّه نقلي در آن كار ساز نيست، مانند اثبات اصل مبدأ، يا نقلي محض است و عقل و براهين عقلي در آن راه ندارد، مانند جزئيات جهان آخرت، كيفيّت برپايي محشر، حوادث عالم قبر و برزخ و رخدادهاي پس از آن. چون عقل از ادراك امور جزئي عاجز است، يا مسائلي است كه براي اثبات آن هم مي توان از عقل بهره گرفت و هم از نقل، مانند مسئله توحيد ذات حق، كه پس از اثبات اصل مبدأ با براهين عقلي، برهان و قرآن در اثبات وحدت و يگانگي آن ذات، هماهنگ اند.

 

تبیین و تحلیل برهان شهادت

این برهان با توجه به فضای اعتقادی مردمان زمان بعثت پیامبر (ص) در شبه جزیره عربستان نازل شده است و  نسبت به ملحد و منكر اصل مبدأ معنا ندارد، بلكه خطاب به كساني چون بت پرستان حجاز است كه خدا را به عنوان خالق و رب قبول دارند، ولي براي ارباب متفرق نيز نقشي قائل هستند.

خدا به مشركان اعلام مي كند اگر كسي شهادت بدهد خدا يكي است و شريك ندارد، شمامي پذيريد؟ حال اگر آن شهادت دهنده خود خدا باشد چه طور؟.بي شك جواب آنان مثبت است و خواهند گفت: هيچ شهادتي به ميزان شهادت خدا نمي رسد چون قبول شهادت به اموري مانند علم، صداقت، حفظ و وثاقتِ شاهد بستگي دارد. و هرچه شاهد از آگاهي، حفظ،صداقت و اطمينان بيشتري برخوردار باشد به همان اندازه شهادت او به واقع نزديك تر و اطمينان آورتر است.حال اگر شاهدِ بر توحيد،خودِ خدا باشدكه حقيقت هرچيز و وجود هر موجودي از اوست و اركان فوق را به طور مطلق و بي نهايت دارد، و اوست كه (علي كلّ شي ءٍ شهيدٍ ) [3]و (إنّه بكلّ شي ءٍ محيطٍ)[4]

است آيا مي توان تصوّر كرد كه شاهدي بالاتر از او هست؟ كدام شهادت است كه بتواند در حد شهادت او اطمينان آور باشد؟حال آيا خدا بر توحيد و يگانگي خود شهادت داده است؟ چگونه؟ جواب اين است كه آري؛ خدا بر توحيد شهادت قولي داده و فرموده: (شهد اللّه أنّه لا إله إلاّ هو)[5]همان گونه كه بر رسالت پيامبرصلي الله عليه و آله و سلم هم شهادت قولي داده و فرموده: (إنّك لمن المرسلين)[6]و هم شهادت فعلي داده و آن فرستادن قرآن كريم است: (قل أيّ شي ءٍ أكبر شهادةً قل الله شهيد بيني و بينكم و أُوحي إلي هذا القرآن لأُنذركم به و من بلغ أَإِنَّكُمْ لَتَشهدون أَنّ مع الله آلهة أُخري قل لا أشهد قل إنّما هو إله واحد و إنّني بري ء ممّا تشركون)[7]؛ بگو بزرگ ترين شهادت، شهادت كيست؟ خود پاسخ بده كه خدا بين من و شما گواه است [يعني شهادت خدا بزرگ ترين شهادت است، و بهترين دليل بر گواهي او اين است كه] اين قرآن بر من وحي شده تا شما و همه كساني را كه قرآن به آنها مي رسد، بيم دهم، آيا شما به راستي گواهي مي دهيد كه معبودان ديگري با خدا هست؟ بگو من هرگز شهادت نمي دهم. بگو او تنها معبود يگانه است و من از آن چه شما براي او شريك قرار مي دهيد بيزارم.

براي تمام شدن برهان شهادت قولي خدا بر توحيد بايد ثابت شود قرآن وحي و كلام خداست. براي اثبات اين مقدّمه، در جاي ديگر فرمود: اگر شما باور نداريد قرآن از جانب خداست و مي گوييد از جانب غير اوست، بايد بتوانيد مثل آن را بياوريد. چون شما عالم و مكتب رفته ايد و پيامبرصلي الله عليه و آله و سلم مكتب نرفته است؛ پس با فراخواني عمومي و به پشتوانه يكديگر مانند يك سوره آن را بياوريد و اگر نتوانستيد كه هرگز نمي توانيد، از آتشي كه آتش گيره يا آتش زنه آن مردمان و سنگها هستند و براي كافران آماده شده بپرهيزيد؛ (وإن كنتم في ريبٍ ممّا نزّلنا علي عبْدنا فأتوا بسورةٍ من مثْله و ادعوا شهدائَكم من دون الله إن كنتم صادقين فإن لم تفعلوا ولنْ تفعلوا فاتّقوا النّار الّتي وَقُودها النّاس والحجارة أُعدّت للكافرين)[8]ممكن است گفته شود در قبول شهادت، شاهد بايد غير از مدّعي باشد. و در اينجا شاهد و مدّعي يكي است؛ خدا هم مدّعي توحيد و هم شاهد بر اين ادّعاست. جواب اين است كه موارد متفاوت است اگر مانند اينجا مدّعي، حق محض و معصوم مطلق باشد نيازي به اقامه شهادت بر حقّانيّت مدّعا نيست و خدا حق محض است، حقيقت را مي گويد و حق از او ناشي مي شود؛ (و الله يقول الحقّ)[9](الحقّ من ربّك فلا تكوننّ من الممترين)[10].

بنابراين، خداي سبحان در هيچ ادّعايي محتاج به شاهد نيست و اگر براي صحت دعوايي شهادت داد تأكيد بر صدق مدّعاست. وحدت مدّعي و شاهد در حق تعالي مقبول و در غير خدا مردود است و بايد اين دو از يكديگر جدا باشد تا شهادت مورد قبول واقع شود، مگر مانند معصومان كه از خطا، سهو، جهل و عصيان مصون اند.

در جلسه و نشست بعدی بخواست خداوند یکی دیگر از براهین توحید از منظر قران کریم را مورد بحث و بررسی قرار خواهیم داد . از همه کسانی که در برگزاری نشست های گفتمان اعتقادی تلاش می کنند نهایت سپاس و امتنان را دارم

ارادتمند و دعاگوی همه علاقمندان به بحث های معرفتی و اعتقادی محمود احمدی میانجی

   

 


[1]-آل عمران، آيه 18.

[2]- فصّلت، آيه 53

-      (3) - سباء / 47

[4]- فصلت /54

[5]-آل عمران /18

[6]- یس/3

[7]- انعام /19

[8]- بقره آیات 23و 24

[9]- احزاب /4

[10]- بقره /147

 

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید