طراحی سایت
جمعه 29 دي 1396.
امروز:

مقاله ها

مصاحبه با اعضای شورای اسلامی کار
از پشت پرده واگذاری غیرقانونی تا اقاله ی فولاد آذربایجان


در روزهایی که گذشت خبر اقاله ی قرارداد واگذاری فولاد آذربایجان موجی از شادی را بین کارگران این مجتمع صنعتی و همینطور عموم شهروندان میانه ای ایجاد کرد. از این رو تحریریه ی ملت و امت در این شماره ؛ با دعوت از آقایان ماهیار، کارگر ، عیوضی و نورعلیزاده؛ اعضای محترم شورای اسلامی کار  کارخانه ی فولاد آذربایجان ؛ از ایشان خواست در رابطه با روند اقاله ی قرارداد واگذاری کارخانه ی فولاد آذربایجان توضیحاتی را ارائه دهند تا برخی زوایای پنهان این قضیه روشن گردد لذا توجه شما مخاطبان عزیز را به قسمت هایی از این سخنان جلب می کنیم:

ماهیار: از نشریه ی ملت و امت تشکر می کنیم که به مسائل کارخانه ی فولاد اهمیت قائل است و از روز اول پیگیر مشکلات ماست و به لطف خدا ما هم نتیجه را گرفتیم . از این رو خدا را شاکریم که اولا موفقیت در این زمینه کسب شد تا هم حقانیت مان ثابت شود و هم از آن تهمت هایی که به ما زدند نیز مبرا شدیم.
ما در این مدت یک درخواست ساده داشتیم که کاملا قانونی بود و آن هم این که پیش از واگذاری باید اقدامات لازم انجام شود. در این زمینه قانون گذار پیش بینی کرده که پیش از واگذاری باید حقوق کارکنان اعم از بازخرید شدن و یا بازنشستگی پیش از موعد و یا انتقال به خدمت از جمله انتقال به واحد های تابعه ی فولادی به صورت شفاف مشخص گردد و این ها واقعا حقوق اساسی و مسلم کارگران فولادی بودند و ما این را از دولت درخواست می کردیم.
پس از کش و قوس های فراوان ما موفق شدیم در 5 اسفند ماه 93 با تلاشهای دکتر مددی و سایر مسئولین، در جلسه ی سازمان خصوصی سازی شرکت کنیم. در آن جلسه حرف های زیادی رد و بدل شد و ما نهایتا این خواسته مان را با آقای پورحسینی مطرح ساختیم که ما به دنبال اجرای قانون هستیم و در قانون گفته که بایستی پیش از واگذاری یک سری کارهای مقدماتی انجام شود که متاسفانه در واگذاری کارخانه ی فولاد آذربایجان این قوانین مورد توجه قرار نگرفته است و یک سری مسایل نیز مبهم است از جمله اطلاعات مربوط به کارکنان وغیره. در آن جلسه آقای دکتر مددی به طور جانانه از حقوق ما دفاع کرد همینطور امام جمعه، فرماندار وقت و دیگر نماینده ی محترم نیز از حقوق ما دفاع کردند.
تمام این عوامل دست در دست هم دادند تا با تلاش های دکتر مددی توانستیم به هدف برسیم و قرارداد واگذاری اقاله شد و رسما مالکیت این کارخانه از بخش خصوصی به دولت انتقال یافت.
توجه داشته باشید که اگر این قضیه ای که بر سر کارگران فولادی آمد حاصل اشتباه مدیران عاملی بود که از جنس فولاد نبودند ، قضیه ی بدهی 134 میلیاردی فولاد که رقم بسیار بزرگی است و ممکن است مردم و شاید بعضی مسئولان کارگران را در این مورد دخیل بدانند در حالی که وظیفه ی کارگر تولید است، ظرفیت کارخانه 550 میلیون تن است و ما 600 میلیون تن تولید کرده ایم و حتی  همان سالی که ما ضرر کرده بودیم – سال 1386- ما توانستیم رکورد تولید 603 میلیون تنی را ثبت کنیم و به تبع آن فولاد تا کنون از نظر عملیات پرسنل زیان نداده ، همیشه ما سود عملیاتی مثبت داشته ایم یعنی علاوه بر هزینه های جاری و حقوق و مزایای کارکنان و نیز مالیات ها و ... همیشه ما توانسته ایم نزدیک به 20 میلیارد تومان سود بدهیم با این همه این کارخانه با این بدهی مواجه شده و اقساط آن را نتوانسته ایم پرداخت کنیم که در این امر مقصر کارگران نیستند بلکه مقصر اصلی مدیران عاملی است که منتخب سازمان ایمیدرو هستند که نهایتا این کارخانه را با نام زیان ده به مزایده گذاشتند در صورتی که مقرر شده بود که بایستی سهام کارخانه از طریق بورس واگذار شود.
نکته ی مهم و اساسی اینجاست که طبق فرمایشات رهبری خصوصی سازی تبدیل ثروت های کم اثر به ثروت های پربازده هست. ما در آن جلسه به آقای پورحسینی گفتیم که این کجایش عمل به فرمایشات رهبری است. مگر این واگذاری غیر از آن است که آقای خوروش می خواهد 330 نفر را اخراج کند؟ واقعیت این است که آقای خوروش به عنوان سرمایه بردار آمده بودند نه سرمایه گذار! ما به این روش معترض بودیم و این یک عمل غیرقانونی بود که توسط سازمان خصوصی سازی انجام شده بود.
مسئله ی دیگر این است که ما خواستار بازگشت کارخانه به دولت بودیم چون مفاد اصل 44 و حقوق کارگران رعایت نشده بود مخصوصا نیروهای پیمانکاری که حدود نصف کارگران فولادی را تشکیل می دهند. در واگذاری شرکت های هم نام مثل فولاد اهواز و یا نورد لوله ی اهواز این ها در نظر گرفته شده بودند ولی در واگذاری فولاد آذربایجان اصلا مورد توجه قرار نگرفته بودند؛ از این رو به این دلیل عدم توجه به سرنوشت کاری این نیروهای پیمانکاری ما خواستار این بودیم که این کارخانه به دولت باز گردد. در این زمینه نماینده ی دیگر آقای حسینی نظرشان در میانه ی راه عوض شد. ایشان گفتند این کارخانه به دولت هم اگر بازنگردد ، چندان مهم نیست! بانک ملت و تعاونی فولاد این مسیر را ادامه بدهند، شاید این از نظر خود ایشان خوب بوده است ولی این خواسته ی کارگران فولادی نبود چون در این مسئله نیز حقوق پرسنل پیمانکاری فولاد در تعهد خریدار لحاظ نمی شد و این کارگران پا در هوا می ماندند. اقاله ی کامل که با تلاشهای دکتر مددی و سایر مسئولین میسر شد، خواسته ی کارگران فولادی بود  و فقط از طریق اقاله ی قرارداد بود که وضعیت کارگران مشخص می شد و نهایتا سهام این کارخانه را کارگران این مجتمع یا عموم مردم میانه خریداری می کردند و ما به هیچ عنوان با این نوع واگذاری مخالف نیستیم. بعضی ها به ما تهمت می زدند که ما مخالف خصوصی سازی و سیاست ابلاغی مقام معظم رهبری هستیم در حالی که اصلا این گونه نیست و ما خودمان حامی واگذاری مطابق با اصول قانونی هستیم.
نکته ی بسیار مهمی که در این مدت از رفتار نمایندگان محترم دریافتیم این بود که ما تا حالا ندیده ایم که آقای مددی ، عملکرد آقای مهندس حسینی را تخریب بکنند، تا حالا هر چیزی شده اعم از امضای مشترک و ... آقای مددی حمایت کرده است، هر زمان در جلسه ها آقای حسینی حضور داشته اند آقای دکتر مددی اشاره کرده اند، ولی متاسفانه آقای حسینی این چنین روحیه ای ندارند و با مطرح کردن مسئله ی" قهرمان بازی " آن هم در تریبون مجلس کار نه چندان مناسبی انجام دادند و موجب شدند که آتش اختلاف بیش از پیش شعله بگیرد و در حد یک نماینده نیست که تلاش های همکار دیگر خود را کم رنگ کند. واقعیتش این است که ما بدون تشریفات می توانستیم دکتر مددی را ببینیم و این امتیاز بزرگی است . ما همواره مستند حرف می زدیم، برای حرف هایمان مدرک داشتیم ، خواسته ی غیر قانونی نداشتیم ، زیاده خواه نبودیم و حقمان را می خواستیم و این حق هم یک نفعش بر می گردد به مردم چرا که ما 5 سال یا بیشتر و کمتر در این کارخانه کارمندیم و بعد از ما نسل جدید به روی کار می آیند؛ در همین راستا آقای دکتر مددی تنها نماینده ای بودند که با آغوش باز از ما استقبال می کردند.

کارگر: در واگذاری فولاد اصلی ترین موضوع که برای ما اهمیت پیدا کرد مفاد اصل 44 بود ، ما متوجه شدیم که در این واگذاری حقوق کارگران مورد بی توجهی قرار گرفته لذا تلاش کردیم که این مسائل را به گوش مسئولین برسانیم و آنها را مجاب کنیم که این واگذاری بر خلاف اصول قانونی بوده است. در این راستا شورای تامین شهرستان ، شورای تامین استان ، شورای عالی امنیت ملی، کمیسیون اصل 90 ، کمیسیون اقتصادی ، کمیسیون حمایت از تولید ملی، دفتر مقام معظم رهبری، به صورت ویژه به این پرونده رسیدگی کردند و ما در تمامی این مراحل با همکاری آقای دکتر مددی توانستیم موفقیت را بدست آوریم. ما اسناد را در اختیار ایشان قرار دادیم و ایشان این مسائل را به خوبی پیگیری کردند و از حقوق کارگران فولادی دفاع کردند.
در این میان بسیاری از جریان ها ما را متهم می ساختند که مخالف واگذاری هستیم در حالی که تمامی سازمان ها و نهاد های ذی ربط به این نتیجه رسیدند که برخی از مفاد اصل 44 در این واگذاری رعایت نشده و ما در حقیقت مخالف بی قانونی بوده ایم و در نهایت خود سازمان خصوصی سازی و ایمیدرو اعتراف کردند که در نوع واگذاری اشتباهاتی رخ داده و تاکید کردند که می توانیم اینها را جبران کنیم نهایتا اخذ دستور اکید وزیر که با پیگیریهای هر دو نماینده و مخصوصا آقای دکتر مددی منجر به نتیجه شد و سازمان خصوصی سازی مجاب شد که این قرارداد را اقاله کند و به سازمان ایمیدرو برگرداند.

 نورعلیزاده: متاسفانه بدهی زیانی که کارخانه ی فولاد دچار آن شده ، ناشی از اشتباه مدیرعامل وقت فولاد آذربایجان در خرید شمش همزمان با افزایش نوسانات قیمت بازار بوده است و این بدهکاری که اصلا ربطی به تولید ندارد؛ بر گردن این کارخانه افتاد. پس از آن سال چون شرکت زیان ده شد فرآیند واگذاری از طریق بورس تغییر یافت و قرار شد که واگذاری از طریق فرابورس انجام شود.
متاسفانه در طول این مدت -از سال 87 تا 92- حتی یک بار هم سهام شرکت ما حتی برای کشف قیمت هم روی تابلوی بورس نرفت تا اینکه در انتهای سال 92 سازمان خصوصی سازی در یک تصمیم یکباره نوع واگذاری را از فرابورس به مزایده تغییر داد و جالب این است فرآیند مزایده دو ماه هم طول نکشید و بدون اینکه اصلاح ساختاری رخ بدهد و حقوق پرسنل بر اساس اصل 44 پرداخت شود این کارخانه به آقای خوروش و گروه مالی بانک ملت که تنها شرکت کنندگان مزایده بودند ؛ فروخته شد که ما از همان زمان به نحوه ی واگذاری اعتراض داشتیم که هم به حقوق ما بی اعتنائی شده و هم کارخانه ای که گل سر سبد صنعت فولاد کل آذربایجان بود در نوع واگذاری اش اجحاف شده است.
اعتراضات ما در درجه ی اول با توجه به حرکت هایی که مدیر عامل وقت انجام داد در بین افکار عمومی اینگونه جلوه داده شد که گویا ما مخالف واگذاری هستیم از این رو این امر باعث شد که برخی از مسئولان شهرستانی در برابر ما به عنوان کسانی که با اصل 44 مخالف هستند موضع گیری می کردند تا آنجایی که زمان انتخابات قانونی که در رابطه با شورای اسلامی کار انجام می شد را طول دادند .
در نهایت در جلسه ی شورای تامین با توجه به تعهدی که خریداران خصوصی در راستای عدم تعدیل نیرو دادند؛ مقرر شد که این خریداران کارخانه را تحویل بگیرند. پس از اینکه این خریداران خصوصی کارخانه را تحویل گرفتند خوشبختانه یا متاسفانه خریداران خصوصی خیلی زود نیت واقعی خود را نمایان ساختند و بعد از این اتفاقات ؛ خریداران کل کارخانه را تعطیل کردند و تمام نیروهای پیمانکاری را کنار گذاشتند و خوشبختانه این کارها موجب تغییر موضع بعضی مسئولان مثل فرماندار سابق شد و دلیل آن هم این بود که با اخراج این 330 نفر کارگر فولادی یک معضل اجتماعی ایجاد می شد و همین تبعات باعث شد که ایشان تغییر موضع بدهند در حالی که  قبل از این اتفاق ایشان موافق واگذاری بودند و البته آقایان دکتر مددی و مهندس حسینی با ما همراه بودند و مخصوصا آقای دکتر مددی که همیشه با ما بودند و در این برهه حمایت هایشان را بیشتر کردند.
تا نهایتا جلسه ای در شورای امنیت ملی برقرار شد و در همان جلسه بحث اقاله ی قرارداد فولاد آذربایجان مطرح شد و بعد از آن آقای دکتر مددی با صراحت و جدیت بحث اقاله را دنبال کردند. در این مورد بعضی افراد بحث تعویض خریداران را پیش می گرفتند ولی آقای مددی از همان اول اقاله ی قرار داد و برگشت کارخانه به سازمان ایمیدرو را مطرح کردند و تا حصول نتیجه ی نهایی نیز پیگیری های خود را ادامه دادند که ما شاهد تلاش های ایشان در این زمینه بودیم و جا دارد که در همین جا از زحمات ایشان نهایت تقدیر و تشکر را داشته باشیم.

عیوضی:کارکنان فولاد کلا با اصل 44 مخالف نیستند ولی با نحوه ی واگذاری این کارخانه مخالف بودند چراکه مصوبه ی مجلس بود که در تاریخ 10/12/92 این کارخانه از طریق فرابورس واگذار شود که یک شبه در تاریخ 24/12/92  نحوه ی واگذاری از فرابورس به مزایده تبدیل شد.
همین کارخانه ی نورد لوله ی اهواز را 15 سال پیش می خواستند تعطیل کنند، چطور شد که با چنگ و دندان این کارخانه را نگه داشتند تا در سال 92 واگذاری اش از مزایده به فرابورس تبدیل شود؟ وچطور واگذاری فولاد آذربایجان از فرابورس به مزایده مبدل گشت؟ ما به نحوه ی واگذاری معترض بودیم و انصافا آقای دکتر مددی چون واقعا نماینده ی مردم هستند و به هیچ حزب و ارگانی وابسته نیستند همیشه در پی استیفای حقوق مردم می باشند و به همین خاطر حرکت هایشان زیر ذره بین است و در این راستا ما را با نهایت قدرت حمایت کردند.
من سال 93 را که کارخانه ی فولاد آذربایجان قرار شد از طریق مزایده به فروش برود ، به دو قسمت تقسیم می کنم : شش ماهه ی اول که ما کارگران معترض فولادی هم از طرف مسئولین و هم از طرف معدودی از پرسنل فولاد مورد بی مهری قرار گرفتیم و تنها ماندیم و واقعا مظلوم واقع شدیم در شش ماهه ی اول سال هیچ کدام از مسئولان با ما همراهی نمی کردند به جز آقای دکتر مددی، حتی در همین شش ماهه ی نخست آقای دکتر مددی به سفر سوئیس رفتند و مسئولان اعم از امام جمعه ی محترم ، فرماندار وقت و دیگر نماینده آقای حسینی در غیاب آقای دکتر مددی با آقای پور حسینی – رئیس خصوصی سازی- جلسه ای گذاشتند. آقای دکتر مددی  تا آن زمان کارهای فراوانی انجام داده بودند و بارها در کمیسیون اقتصادی و ... این مسئله را مطرح کرده بودند. لازم به ذکر است که ما در این قضیه بسیار علاقه مند بودیم که هر دو نماینده برای اولین بار در یک موضوع مشترک متحد باشند و به همین جهت ما در همین راستا جلسه ای تشکیل دادیم که هر دو نماینده در ان جلسه حضور داشته باشند ؛ من ماموریت یافتم که دکتر مددی را بیاورم و آقای سید باقر کارگر ماموریت یافتند که آقای حسینی را بیاورند که متاسفانه آقای حسینی بد اخلاقی کردند و در جلسه حضور نیافتند! بله آقای حسینی کارهای فراوانی انجام دادند، دستشان درد نکند، کسی منکر تلاشهای ایشان نیست ولی واقعیت ها باید مطرح شود.
در شش ماه اول مردم و حتی برخی از پرسنل فولاد هم نمی دانستند که اگر خریدار خصوصی بیاید چه بر سر این کارخانه و کارکنانش می آید! در این شش ماهه ی اول تمام موضع گیری های مسئولین ثبت و ضبط شده و مشخص است که در این برهه ی زمانی چه کسی چه موضع گرفته ، کدام مسئول با واگذاری موافق بوده ؟ اینها را که نمی شود از مردم پنهان کرد!
ولی در شش ماهه ی دوم این لطف خدا بود که این دوشریک به اختلاف خوردند و بد اخلاقی هایشان باعث شد که مسئولان شهرستان این ها را بشناسند. این بد اخلاقی ها به قدری بود که آقای خوروش بر خلاف مصوبه ی شورای تامین بیش از  300 نفر را تعدیل کرد و به همین جهت مسئولان شهرستانی دیگر نتوانستند این وضعیت را تحمل کنند و چون آقای دکتر مددی و پرسنل فولاد  قبلا آماده بودند و موضع مخالف واگذاری گرفته بودند با همراه شدن سایر مسئولان شهرستانی این کار با قدرت به جلو رفت و قرارداد اقاله شد.
آقای دکتر مددی انصافا در این زمینه از همه بیشتر تلاش کردند اما آن یکی گروه ها چرا این را نمی توانند تحمل کنند؟ چون آن ها افرادی هستند که به دنبال اهداف حزبی و جناحی خود هستند در حالی که دکتر مددی یک نماینده ی مردمی است. اگر مسئولین به مردم اهمیت بدهند این همه مشکلات در جامعه رخ نمی داد و به یقین تنها نماینده ی مردمی در تاریخ میانه آقای دکتر مددی بوده است.
واقعا آقای دکتر مددی از همان روزهای نخست ما را در این مسیر کمک و حمایت کرده اند ولی آقای حسینی در یک مقطع اینگونه بیان کردند که گروه مالی بانک ملت بیاید، که ما با نماینده ی گروه مالی ملت – آقای منصوری – حرف زدیم اصلا قبول نمی کردند که به میانه بیایند و کار را شروع کنند و این که آقای حسینی با چه فکری می خواست این گروه را بیاورد؟ نمی دانم! و این موضع گیری ها به این دلیل است که آقای حسینی اصلاً با ما هماهنگ نبودند. دلیل اصلی موفقیت آقای دکتر مددی این بود که با اتاق فکری فولاد همراه بودند ولی آقای حسینی هماهنگ نبودند! علت تجمع ما در برابر دفتر آقای مددی هم این بود که ما این دفتر را خانه ی امید خود می دانستیم و ما بر این باور بودیم که برای اینکه به خواسته های قانونی خود برسیم به دفتر دکتر مددی بیاییم.
نشریه ی ملت و امت به نوبه ی خود اقاله ی قرارداد واگذاری فولاد آذربایجان را خدمت تمامی کارکنان محترم این مجتمع صنعتی خصوصاً مردم شریف و قدرشناس شهرستان میانه تبریک عرض می نماید. با این امید که این اقاله موجب آن گردد که به بهانه ی خصوصی سازی ، دیگر شاهد بی قانونی و رفتار سلیقه ای نباشیم.

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید